احمد بن محمد حسينى اردكانى
308
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
نمودهاند ، چنان كه در شرح هدايه به آن تصريح شده است . « 1 » فصل سوم در بيان آنكه فلك قابل حركت مستديره است زيرا كه براى هر جزئى از اجزاء نسبت به ما تحت وضع [ معيّن و محاذات معيّنه ] هست ، و به حسب طبيعت اقتضاى وضع معيّن و محاذات معيّنه نمىكند ، به اعتبار تساوى جميع اجزاء آن در طبيعت ، چه اگر مشترك و مساوى در طبيعت نباشند و براى هر جزئى طبيعت خاصّه باشد كه اقتضاى وضعى معيّن نمايد لازم مىآيد كه فلك صاحب اجزاء مختلفة الطّبائع بوده باشد ، پس بسيط نخواهد بود . پس بر هر جزئى به حسب طبيعت ممكن است كه از وضع خود زايل شده ، به وضع جزء ديگر و اصل شود . و از آنجا كه خرق بر فلك جايز نيست بايد كه اين تبدّل اوضاع به حركتى باشد كه اتّصال اجزا مختل نگردد ، و چون حركت مستقيمه بر فلك جايز نيست بايد كه به حركت مستديره باشد . و در شرح هدايه فاضل علّامه مذكور است كه : اشتمال بعضى افلاك بر كواكب و تداوير و خوارج موجب نقض در بساطت افلاك نمىشود ، زيرا كه حصول آن امور به اعتبار فواعل است ، نه به جهت تفاوت در اجزاء قوابل . و مقتضيات آن اجزا مخالف با مقتضيات باقى اجزا نيست ، پس نبايد كه اين مسأله را به محدّد جهات تخصيص داد . چنان كه در حواشى فخريّه تخصيص داده است . و يكى از ايرادات بر اين دليل آن است كه اگر فلك قابل حركت مستديره باشد معلوم است كه حركت آن به جميع جوانب ممتنع است ، و به جانب معيّنى با تساوى نسبت آن به جميع جوانب ترجيح بلا مرجّح است ، پس حركت محال است . و جوابى كه از اين ايراد دادهاند آن است كه تخصيص مذكور ، يا به سبب آن است كه مادّهء هر فلكى قبول نمىكند مگر [ 243 ] همان حركت مخصوصهء به جهت معيّنه را ، و يا به سبب آن است كه عنايت به سافلات جز در اين نحو از حركت حاصل نمىشود ، يا به سبب آن است كه تشبّه هر فلكى به مبدأ مفارق خودش كه معشوق اوست حاصل نمىشود مگر به
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، صص 120 - 125 .